خرید بک لینک
دلم میخواست الان بدون هیچ دردسری تنها پامیشدم میرفتم بیرون

قدم میزدم و قدم میزدم و قدم میزدم

بلکه یادم بره

بلکه بیخیالش شم

یا نه دلم میخواست یه شهر دور بودم اما خب اونجوری دیگه اون نبود

کاش اینجا نبودم

همه چی از گیر کردن بیخودیم توی این جهنم شروع شد

They can‘t never come true

برچسب: نویسنده: کیان صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

خب یکم انتظار داشتم نرم تر باشی ولی مهم نیست یاد چیستا افتادم که عاشقانه ترین جمله اش شده بود “خوش به حالتون چقدر نامه دارید”

شاید من هفته ها و ماه ها فقط به یه کلمه ات فک کنم “چرا؟!”بگم دلم نمیخواست بغلت کنم دروغ گفتم خب

برچسب: نویسنده: کیان صمیمی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:20

صفحه بندی